خرید بک لینک
چشم روهم گذاشتیم امسالم تموم شدامسال چیه،چشم رو هم گذاشتیم ۱۷ سال از اولین باری که مهرداد رو دیدم گذشت.انگار همین دیروز بود،مو به مو یادمه،لحظه به لحظه اش رو...ساعت ۴و نیم بعد از ظهر تو بلوار جمهوری مثلا بصورت اتفاقی سر راه منو دختر خالش سبز شد و مارو برد بیرون،انگار همین دیروز بود بدون گواهینامه پشت رل نشسته بود و جمشید گذاشته بود...من تورو از پری ه دریا گرفتم تورواز عطر خوش گلها گرفتمدر جواب اون همه دعا و خواهش هدیه ای هستی که از خدا گرفتمبه اینجای آهنگ که میرسید به من نگاه میکرد و میگفت بلاخره میگیرمتراهش طولانی بود اما لحظه به لحظه اش رو حفظم...ثانیه به ثانیه تمام خوشی هاش،تمام سختی هاش،تمام تلخی هاش...نمیتونم بفهمم که چی شد به اینجا رسیدیم،واقعا نمیدونم چی شدفقط یه چیزو خوب میدونمهمه چیز مراقبت میخواهد،حتی عشقو اگر ثانیه ای تعلل کنی...حیف...حیف از اون همه تلاش هامون که نتیجه نداد،مهرداد برات آرزو میکنم خوشبخت باشی،من نتونستم هیچ وقت خوشبختت کنم،من آدمی نبودم که کنارت شاد باشم و شادت کنم.خودت خوب میدونی که چقدر تلاش کردمنمیگم خدا نخواست...ما فقط یه اشتباه بودیم سر راه هم که ۱۷ سال با جنگ سعی کردیم نگهش داریم.تلخم این روزا،تلخ تر از فنجون قهوه ای که هر روز سرد میشه،تلخ تر از ...ببخیال،ببخیال حرفایی که تو دلم جا مونده...همین روزا ترکت میکنم و از خدا برات آرامش وخوشبختی وشادی میخوام،آرزو میکنم انقدر غرق باشی تو شادی که هیچ وقت جای خالی منو هانا رو حس نکنی و حتی یادمون هم نیفتی.کلی آرزوی خوب برای تو که خوبترینه زندگیم بودی

برچسب: نویسنده: اشکان کوشکی تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 22:59

تلخ ترین و شیرین ترین یلدا امشب یک دقیقه بیشتر در کنارم نیستی و هانا یک دقیقه بیشتر در کنارمه، یلدات مبارک مرد بی معرفت من

برچسب: نویسنده: اشکان کوشکی تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 22:59

صفحه بندی